وبلاگ شخصی یونس تارپود

جمعه 29 اردیبهشت 1391

جمعه 29 اردیبهشت 1391

تعاریف مختصری از ریتم و میزان

ریتم در فرهنگ فارسی به معنای وزن،آهنگ،قاعده،هنجار و روش آمده است و وزن به معانی سنجیدن و اندازه گرفتن میباشد.
برای کامل کردن نظریه ترادف دو کلمه وزن و ریتم،ارجح اینست که ریتم را وزن محسوس و وزن را ریتم نا محسوس بدانیم.
موسیقی از دو عنصر اصلی ریتم و ملودی تشکیل شده است . ریتم به معنی نظم و ترتیب و تکرار و توالی است و نه تنها در موسیقی عنصر اصلی ( حتی مهم تر از ملودی ) است بلکه در کل نظام هستی مهم ترین پایه است
در بعضی از انواع موسیقی مثل ردیف موسیقی ایران ، ریتم آزاد است و این به آن مفهوم نیست که ریتم وجود ندارد
وقتی که یک قطعه موسیقی در محفلی پخش می شود ، اگر از حاضران خواسته شود با موسیقی دست بزنند ، این افراد بدون اینکه اطلاعی از ریتم داشته باشند همزمان با هم دست می زنند ، به این لحظه ها ضرب می گوییم . پس نتیجه می گیریم که ریتم باعث ایجاد عاملی به نام ضرب می شود . این نوع ضرب که ما را وادار به عکس العمل می کند ، ضرب قوی نامیده می شود . اگر عاملی به نام ضرب قوی وجود دارد که شنونده را وادار می کند دست را به هم بکوبد ، در مقابل آن عامل دیگری به نام ضرب ضعیف باید وجود داشته باشد تا ضرب قوی بتواند شخصیت پیدا کند . به این ترتیب فاصله زمانهایی که شنونده دست مزند از ضرب های قوی و ضعیف شکل می گیرد و این فاصله ها باید با هم برابر باشند تا نظم و ترتیب برقرار شود . و بالاخره به این نتیجه میرسیم که دست زدن روی ضرب قوی ، پیشرفت موسیقی را به زمانهای مساوی تقسیم می کند.
فاصله بین دو ضرب قوی ( دوبار دست زدن ) در اصطلاح موسیقی میــــزان نامیده می شود .

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

ریتم و پیدایش ریتم

ریتم و تعریف ریتم

ریتم (Rythme) ( که یک واژه غربی است ) ، در فرهنگ فارسی از نظر لغوی به معانی : وزن ، آهنگ ، قاعده ، هنجار و روش ، آمده است و در «فرهنگ نوشته ها»ی مربوط به موسیقی ایرانی نیز ، همه جا با وزن به معانی «سنجیدن ، اندازه کردن ، ثقل و سنگینی چیزی و مثقال» ، مترادف می باشد.

به اعتقاد نگارنده ، و برای کامل کردن نظریه ترادف دو کلمۀ وزن و ریتم ، ارجح اینست که «ریتم» را وزن محسوس و «وزن» را ریتم نامحسوس بدانیم چراکه به عنوان مثال: آهنگ «کاروان» ساختۀ مرحوم مرتضی محبوبی ، دارای وزن است که ما آن را به صورت میزان سه ضربی ( سه تایی) حس می کنیم ، لذا می گوییم آهنگ مذکور دارای «ریتم» می باشد. اما گوشۀ «کرشمه» در مایۀ سه گاه ، واجد ریتمی است که عمیقاً پنهان بوده و ما آن را حس نمی کنیم لذا می گوییم گوشۀ نامبرده ، «وزن» دارد.

پیدایش وزن یا ریتم :

عالم خلقت پر از توازن است . در «قرآن کریم» هم تصریح شده که هر چیز ، دارای وزن است و نظر به اینکه وزن ، نوعی تناسب و نظم می باشد لذا ااس استدلال قرآن برای اثبات وجود خالقی با شعور در جهان ، همانا نظم موجود در جهان است و تمام مثال های گردش شب و روز ، گردش سال ها ، آمد و رفت ملت ها ، طلوع و غروب ستارگان ، گردش خورشید در مدار خود و ... همه از نکاتی هستند که قرآن کریم ، پیوسته به نظم ویژۀ آنها استناد می جوید.

هیچ پدیده ای در جهان ، نمی تواند بدون نظم باشد و به عبارت دیگر ، وجود نظم را در همۀ پدیده ها می توان مشاهده کرد.

وزن (ریتم) ، حیات طبیعت است. آب که در چشمه می جوشد و در جویبار جاریست ، باران که می بارد یا برف یا تگرگ ، آذرخش که می جهد یا «تندر» که می ترکد ، حتی فصل ها که می آیند و می روند و رنگ ها که دگرگون می شوند و برگ ها که برمی آیند و می ریزند همه و همه ، یک ریتم خاص دارند ، ریتمی منتظم و بسته به تکرار.


بهمن رجبی - تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف - صفحه 157-158

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391

قدمت و پیشینه دُهُل :

در فرهنگ عمید در تعریف دهل چنین آمده [ دهل : ( دُهُ ) طبل، طبل بزرگ،كوس ... یكی از آلات موسیقی شبیه به دایره و دارای دیواره بلند چوبی یا فلزی كه در یك طرف یا هردو طرف آن پوست نازكی كشیده شده و با دو تكه چوب نواخته می شود، اطبال و طبول جمع آن و در فارسی تبیر، تبیره و تبوراك ،كوس وكوسك هم گفته شده ]‏
دهل در دیگر فرهنگ ها نیز با نامهای دیگری چون: نقاره، شندف و دولك آورده شده است . بدیهی است كه تمامی نامهای ذكر شده مصادیق یك ساز می باشندكه بنابر سلیقه مردم هر منطقه به شكل و اندازه خاصی جلوه كرده است .
* بدون تردید اختراع سازهای كوبه ای به ابتدای خلقت یعنی آن زمان كه شخصی از صدای حاصل از ضربات متوالی دستش برجسمی توخالی به وجد آمد، بر می گردد، و به همین دلیل سازهای كوبشی به عنوان قدیمی ترین سازها شناخته شده و در نقوش بجا مانده از دوران بسیاركهن تصاویر بی شماری از سازهای كوبشی را می توان مشاهده كرد . گفتن اینكه دهل درچه زمان و توسط چه كسی طراحی شده بطور یقین ممكن نیست اما بدون تردید این ساز از زمانهای بسیار دور در ایران نواخته می شده است . ‏
‏* در دایره المعارف مصاعب می خوانیم [ نویسندگان اسلامی روایات مختلف در باب اختراع طبل یا دهل آورده اند بعضی اختراع آنرا به " توبل بن سمك" نسبت داده اند و برخی" اسماعیل نیامی عرب مستعربه" را اول كسی دانسته اند كه این ساز را به صدا در آورده است .]‏
‏* در نقوش بجا مانده در طاق بستان دركنار تصویردیگر سازها ، تصویر نوعی طبل كمری دیده می شود كه به احتمال زیاد همان تبیره ( دهل ) می باشد كه نوازندگان هنگام نواختن آن را به كمر می بستند.
( از دهل در متون پهلوی بعنوان " تیورك " یاد شده و در شاهنامه فردوسی نیز به همین نام آمده است. )
از ایران تبیره برآمد به ابر كه آمد خداوند كوپال و گبر
* با توجه به نوشته های تاریخی و ادبی به یادگار مانده از قرون مختلف به راحتی می توان ادعا كرد كه همواره دهل جایگاه ویژه ای بین مردم ایران زمین داشته و در مراسم مختلف ، شادی بخش زندگی این مردم صمیمی بوده است .
در تاریخ بیهقی می خوانیم : [ امیرمسعود بدین نامه سخت شاد و قوی دل شد فرمود تا آن را به ما بخوانند و بوق و دهل بزنند و از آن نامه نسخت ها برداشتند. ]‏
‏* به قول نسوی مولف ( سیره جلال الدین منگبوتی ) در دستگاه جلال الدین ( آخرین فرد از سلسله خوارزمشاهیان ) 27 " طبل زرین " نواخته می شد.
* عبدالقادر مراغه ای در" مقاصد الالحان" از طبل بزرگی بنام " كوركه " مربوط به دوران مغول نام می برد و " رافائل پوله " و " كامفر " جهانگردانی كه در قرن هفدهم میلادی به ایران آمده اند نیز به رواج دهل و مناطق مختلف ایران اشاره كرده اند .
* در نگاره های كاشی كاری " باغ گلستان " در تهران مربوط به اواخر دوارن قاجار می توان تصویر طبالان را به وضوح مشاهده كرد كه تمامی این اسناد نشانگر حضور همیشگی این ساز نشاط آور در بین قوم ایرانی می باشد .
* هم اكنون دهل را میتوان در اقصی نقاط كشور یافت كه به مناسبت های مختلف نواخته می شود و در بیشتر روستاهای ایران می توان دهل را با كمی تفاوت در اندازه و شكل ساختمان ، مشاهده كرد و به همین دلیل نمی توان آن را به منطقه خاصی نسبت داد.
* این ساز در كردستان، كرمانشاه، بلوچستان، هرمزگان ، خراسان، كرمان، فارس و لرستان متداول است، اما دركرمانشاه و كردستان بیشتر رواج داشته و معمولاً همراهی كننده " سُرنا " می باشد .
* دهل كرمانشاه كمی بزرگتر از دهل كردستان است و صدای آن قابل تنظیم ( كوك ) بوده از لحاظ ساختمان ، از دهل دیگر مناطق پیچیده تر و كامل تر است اما دهل های خراسان و لرستان شباهت فراوانی به دهل كردستان دارند .

می توان چهار نوع دهل را در بلوچستان مشاهده كرد كه عبارتند از : ‏
‏1- تیمبوك : دهل نسبتاً كوچكی است كه دركنار دهل بزرگتر، سرنا را در مراسم همراهی كرده و ریتم اصلی را می شكند.‏
‏2- دهلك : دهل كوچكی است كه برای همراهی سایر سازهای بلوچی ( به غیر سرنا ) مورد استفاده قرار می گیرد. نوازنده درحالی كه نشسته آنرا در میان پاهای خود قرار داده و با دو دست به دو طرف آن می كوبد .‏
‏" دهلك مغول" و " دهلك نال" ( در پاكستان ساخته می شود و قابلیت كوك شدن را دارد.)‏
‏3- دهل مگرمان : طبل بلند یك طرفه ای است كه بدنه آن از تنه درخت ساخته شده پوست شتر روی آن می كشند . ( امروزه این نوع دهل در بلوچستان كمتر دیده می شود. )
4- دهل لیوا (دهل رمانی) : دهل بزرگ و حجیمی است كه تنها در مراسم " لیوا " از آن استفاده می شود .‏

دهل در استان هرمزگان نیز به چهارگونه دیده می شود :‏
‏1- كپ ( به دهل " مارساز " معروف است ) : این ساز همراه سرنا نواخته می شود ، به هردو طرف آن پوست كشیده شده یك طرف را با چوب و طرف دیگر را با دست می نوازند .‏
‏2- نوع دیگری از دهل در این منطقه دیده می شود كه قطر آن از " كپ " كمتر بوده و به هر دو طرف آن پوست كشیده شده و هر دو طرف با دست نواخته می شود .
3- " كسر" به دو طرف آن پوست كشیده شده اما معمولاً توسط هردو دست از یك طرف نواخته می شود ، كاركسر ایجاد واریاسیونهای ریتمیك و شكستن ریتمهای دهل و پیپه است .‏
‏4- پیپه : به دو طرف آن پوست كشیده شده و معمولاً با چوب یك طرف آن را می نوازند. نوازنده با آن ریتم اصلی را می نوازد و به ایجاد واریاسیونهای مختلف ریتمیك و خردكردن ریتم اصلی می پردازد كه حاصل این تركیب نوعی " پلی ریتم" است .
دهل در ابعاد متفاوتی در تركیه با نام دول ، دركشورهای عربی با نام طبل ، در مراكش با نام بندیر و در بحرین با نام موواز نیز دیده می شود .

.عبدالرضا تنهایی

یونس تارپود

یکشنبه 24 اردیبهشت 1391

هنر مکاشفه ای است در اعماق روح و کنکاشی است بر حصول جاودانگی. نمودی است بر تجلی روحی که در تلاطم و طغیان است. هنر، حکایت دردهای آشکار و نهان انسانها در گذر از پیچ و خم سالیان است. در بیان عشق و مرگ، بودن و فنا و زبان گویایی است بر تمامی دردهای ازلی و ابدی انسانها. هنری که از آبشخور اندیشه های انسانی سیراب شده باشد، متعالی و پرشکوه بلندای طول تاریخ را درمی نوردد. عشق می آفریند و شوریدگی. هنر مفهوم بی منتهای آزادی است و اینگونه است که در غربت و تنهایی پرشکوه انسان زاده می شود، آغاز میگردد و همچنان در بطن جامعۀ انسانی، تأثیر گذار و همراه به پیش میرود و امّا جاودانه است و هیچگاه میرا نیست و در روح و جان نسلها و نسلها باز نواخته میشود.

جمعه 22 اردیبهشت 1391

زندگی بدون عشق، جهنمی بیش نیست و هنر والای دف نوازی به عنوان یکی از شاخه

های زیبایی، از تجلیات عشق است؛ عشق به انسانیت به معنا و مفهوم وسیع کلمه!

امید که نیروهای پنهان و نا شناخته ی راستی و پاکی نگاهدار این هنر و هنرمندان باشد


سه شنبه 19 اردیبهشت 1391

یک عمر به کودکی به استاد شدیم
یک عمر زاستادی خود شاد شدیم
افسوس ندانیم که ما را چه رسید
از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم خیام

 

در کارگه کوزه گری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
هر یک به زبان حال با من گفتند
کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش خیام

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو دانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من خیام

 

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پا بستی
گفتا شیخا هر آن چه گویی هستم
آیا تو چنان که می نمایی هستی خیام

 

آن به كه در این زمانه كم گیری دوست
با اهل زمانه صحبت از دور نكوست
آنكس كه به جمگی ترا تكیه بر اوست
چون چشم خرد باز كنی دشمنت اوست خیام

 

در هر دشتی كه لاله زاری بوده است
آن لاله ز خون شهریاری بوده است
چو برگ بنفشه كز زمین می روید
خالیست كه بر رخ نگاری بوده است خیام

 

چون آب به جویباروچون باد به دشت
روزی دگر از نوبت عمرم بگذشت
هرگز غم دوروز مرا یاد نگشت
روزی كه نیامدست و روزی كه گذشت خیام

 

ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب
وز گردش دوران سرو سامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد
با درد بسازو هیچ درمان مطلب خیام

 

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه خیام

 

از منزل کفر تا به دین یک قدم است
وز عالم شک تا یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوش میدار
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است خیام

 

نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است خیام 

 

ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفته دگر خاک شده است
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شده است سبزه خاشاک شده است خیام

 

افسوس که سرمایه زکف بیرون شد 
در پای اجل بسی جگرها خون شد
کس نامد از آن جهان که پرسم از وی
کاحوال مسافران  دنیا چون شد خیام

 

عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
یا در پی نیستی و هستی گذرد
می خور که چنین عمر که غم در پی اوست
آن به که بخواب یا به مستی گذرد خیام

 

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام زما و نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود خیام

 

دیدم به سر عمارتی مردی فرد
کو گِل بلگد می زد و خوارش می کرد
وان گِل با زبان حال با او می گفت
ساکن ، که چو من بسی لگد خواهی کرد خیام

 

این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد خیام

 

یک قطره آب بود و با دریا شد
یک ذره خاک و با زمین یکتا شد
آمد شدن تو اندرین عالم چیست؟
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد خیام

 

از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که به ما گوید باز
هان بر سر این دو راهه از سوی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز خیام

 

ای صاحب فتوا ز تو پرکارتریم
با این همه مستی زتو هُشیار تریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان
انصاف بده کدام خونخوار تریم؟ خیام

 

بر خیر و مخور غم جهان گذران
خوش باشو دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران خیام

 

در کارگه کوزه گری کردم رای
بر پله چرخ دیدم استاد بپای
می کرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای خیام

 

هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری خیام

 

 وبلاگ جملات حکیمانه

جمعه 15 اردیبهشت 1391

 
 
بنام خدا

گروه بزرگ موسیقی دف نوازان سماع با 24 نفر به فعالیت خود ادامه میدهند.گروه موسیقی دف نوازان سماع امید دارد با اجرا های سنگین و پر محتوای خود ، در سایه حمایت فرهنگ و ارشاد تبریز ،بزودی بر روی پرده رود.
اعضا شرکت کننده در کنسرت های کارگاهی سال 90:
فرامرز مشینچی،عبدالله بابارحیمی،یونس حسین زاده،سپهر بخشی،نازیلا باباپور،زهرا آیت،پوریا اشتری،یونس تارپود،پری اشتری،شادمهر فخشایی،مهدیه شایان،زهرا پندجو،سیما باباپور،درنا میثاقی،حامد علیپور،سوسن رضی،آناهیت رضی،سپیده نور،الیار یکتن،سحر حکمت شعار،وحیده بابایی،لیلا تارپود.سبا حیدر خانی،

سرپرست گروه و آهنگساز :یونس تارپود
آواز:فرامرز مشینچی
تار :عبدالله بابارحیمی
تار باس:یونس حسین زاده
تمبک:سپهر
دهل:نازیلا باباپور
 و دف نوازان 

پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391

تئاتر کداک Kodak Theatre در هالیوود (لس آنجلس) که هر سال بسیاری از مردم دنیا در مراسم اهدای جوایز فیلم اسکار آن را از تلویزیونها میبینند ۳۴۰۰ نفر را در خود جای میدهد و بزرگترین سن (صحنه) را در آمریکا دارد (۳۴ متر در ۱۸ متر). این تئاتر در سال ۲۰۰۱ توسط گروه جهانی مهندسی راکول با مشورت با بزرگترین طراحان دنیا و با هزینه ای نزدیک ۱۰۰ ملیون دلار طراحی و ساخته شد و در آن پیشرفته ترین سیستمهای نور، صدا، رسانه ها و الکترونیکی موجود میباشد. شرکت فیلم کداک برای اینکه نام خود را بر این سالن بگذارد به صاحبان آن ۷۵ ملیون دلار داد (فقط برای استفاده از نام و الا صاحب این مکان گروه سی آی ام میباشد).

علاوه بر مراسم سالانه اسکار که هفته ها با فرش قرمز تئاتر را تزیین میکند، بعضی از پرشکوه ترین کنسرتهای آمریکا در این سالن برگزار میگردند و هنرمندانی نظیر سلین دیان، کریستینا آگیلرا، بیانسه، آندریا بوچلی، مارایا کری و ... و در میان هنرمندان ایرانی لیلا فروهر، اندی، شاهرخ، شهره و شهرام صولتی و ولی (از افغانستان) در این سالن کنسرت داشته اند (لیست رویدادهای اخیر در این لینک). گفته میشود هزینه اجاره این سالن و امکاناتش برای یک شب به ۸۰ تا ۱۰۰ هزار دلار میرسد.

تئاتر کداک در هالیوود
تئاتر کداک Kodak Theatre در هالیوود

یکشنبه 10 اردیبهشت 1391


 

ازنا - خبرگزاری مهر: نخستین جشنواره دف نوازی غرب کشور همزمان با نهم تیرماه سال جاری در ازنا از توابع استان لرستان برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، بمناسبت عید سعید مبعث پیامبر اعظم (ص) نخستین جشنواره منطقه ای "دف نوازان" با همکاری اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی لرستان و با حضور هنرمندان دف نواز استانهای کرمانشاه، کردستان، ایلام، همدان، آذربایجان غربی و شرقی، خوزستان و لرستان در سالن کانون فرهنگی وهنری آفرینش شهرستان ازنا برگزار می شود.

رئیس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان ازنا در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: این جشنواره در دو بخش تکنوازی و گروه نوازی برگزار خواهد شد.

صالحی با تشریح اهداف برگزاری این جشنواره، ادامه داد: آشنایی با نوازندگان و گروههای دف نوازی غرب کشور و تبادل تجربیات، ترویج فرهنگ استفاده از موسیقی های سنتی، بومی منطقه ای و اسلامی بجای استفاده از موسیقی های برگرفته از فرهنگ غرب از جمله اهداف برگزاری این جشنواره است.

وی ترویج فرهنگ بومی و گویشهای خاص مناطق کشور در مقابله با ضد فرهنگها و خودباختگی فرهنگی و تهیه بانک اطلاعاتی از کلیه نوازندگان دف و بررسی شیوه های دف نوازی در منطقه غرب کشور را از دیگر اهداف برگزاری این جشنواره برشمرد.

ازنا - خبرگزاری مهر: نخستین جشنواره دف نوازی غرب کشور همزمان با نهم تیرماه سال جاری در ازنا از توابع استان لرستان برگزار می شود.

گروه دف نوازان سماع در جشنواره دف نوازی غرب کشور که به مناسبت مبعث پیامبر اکرم(ص) در شهر ازنا برگزار می شود شرکت  کرد. این گروه، که از دیرباز به رغم وجود مشکلات بسیار به فعالیت هنری خود هنوز ادامه می دهد، به دلیل محدودیت در تعداد شرکت کننده با نیمی از اعضای خود در این جشنواره هنرنمایی خواهد کرد.

اعضای گروه اعزامی عبارتند از:

آقایان:فرامرز مشینچی،یونس تارپود،میثم شکری،امین مردانی،یونس رجبی،پوریا اشتری،پوریا رمضانی،حامد علیپور،جواد صبا


بانوان:پری اشتری،نسیم بهادری،نسیم قره داغی،زهرا آیت،سوسن رضی،سبا حیدر خانی،مهدیه شایان،نازیلا باباپور،سیما باباپور،درنا میثاقی


شنبه 9 اردیبهشت 1391

 
91/01/08  ( 16:54 )
 
 
 

با سلام.تمرینات رسمی گروه دف نوازان بزرگ سماع بزودی شروع خواهد شد.علاقمندان دف نواز میتوانند با ارائه( تست مربوطه )عضو گروه بزرگ دف نوازان سماع شده و فعالیت نمایند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با اینجانب و یا با این وبلاگ در  تماس بگیرید
باید کوشش کنیم تا ارزش های علمی و عملی این ساز را بصورت گسترده تر آشکار کنیم وسعی بر آن داریم تا خالق ابداعات و نو آوری های چشمگیری در این زمینه باشیم.
نوازنده گان امروز الزاما باید اهل مطالعه و تحقیق و تفکر باشند تا بدین وسیله خود و جهانی را که در آن زیست میکنند بشناسند تا با تعالی فکری بیشتر سطح کار هنری خود را نیز ارتقا دهند«هنر باید وسیله ای برای تعالی انسان باشد نه هدفی برای جمع مال و مکنت».
یونس تارپود،سرپرست گروه سماع
 

جمعه 8 اردیبهشت 1391

نه مرادم، نه مریدم، نه پیامم، نه کلامم، نه سلامم، نه علیکم، نه سپیدم، نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم، نه زمینم، نه به زنجیرِ کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم، نه برای دل تنهاییِ تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم، نه حقیرم، نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم که چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلمِ نور نوشتم ...

حقیقت نه به رنگ است و نه بو، نه به های است و نه هوی
نه به این است و نه او، نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم

تا کسی نشنود این رازِ گهربارِ جهان را :

آنچه گفتند و سُرودند، تو آنی خودِ تو جان جهانیگر نهانی و عیانی تو همانی که همه عمر به دنبالِ خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرارِ نهانی
همه جا تو نه یک جای نه یک پای همه ای با همه ای همهمه ای
تو سکوتی تو خودِ باغ بهشتی
تو به خود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک بزرگی نه که جُزئی نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی، به خود آی تا درِ خانه متروکۀ هر کس ننشینی
و به جز روشنی شعشعۀ پرتو خود هیچ نبینی
و گلِ وصل بچینی ...


مولانا جلال‌الدین رومی

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391

در بخشیدن خطای ‏دیگران مانند شب باش




در فروتنی مانند زمین ‏باش


در مهر و دوستی مانند ‏خورشید باش



هنگام خشم و غضب مانند ‏کوه باش



در سخاوت و کمک به‏ دیگران مانند رود باش


در هماهنگی و کنار‏ آمدن با دیگران مانند دریا باش


خودت باش همانگونه که‏ مینمایی


پس از تعمق در این هفت‏ پند به این کلمات یک بار دیگر دقت کن :


شب ، زمین ، خورشید ،‏ کوه ، رود ، دریا و انسان


‏زیباترین‏ آفریده های پروردگار

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391

آمده​ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم
آمده​ام چو عقل و جان از همه دیده​ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
آمده که رهزنم بر سر گنج شه زنم
آمده​ام که زر برم زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم
گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم
آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشته​ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمی​خوری پیش کسی دگر برم

یکشنبه 27 فروردین 1391

تقدیر تقویم انسانهای عادیست و تغییر تدبیر انسانهای عالی.پس تدبیر داشته باشیم تا تغییرات خوبی انجام دهیم،و تقدیر برایمان تقویم نشود...

  • تعداد صفحات :23
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...